تبليغاتX
وبلاگ راهیان طریق معرفت و هدایت
 
مطالب مفیدو متنوع
 
 
مرد جواني از سقراط رمز موفقيت را پرسيد. سقراط به مرد جوان گفت كه همراه او به كنار رودخانه بيايد. وقتي به رودخانه رسيدند هر دو وارد آب شدند به حدي كه آب تا زير گردنشان رسيد. در اين لحظه سقراط سر مرد را گرفته و به زير آب برد. مرد تلاش مي كرد تا خود را رها كند اما سقراط قوي تر بود و او را تا زماني كه رنگ صورتش كبود شد محكم نگاه داشت. سقراط جوان را از آب خارج كرد و اولين كاري كه مرد جوان انجام داد كشيدن يك نفس عميق بود.
سقراط از او پرسيد: «در زير آب تنها چيزي كه مي خواستي چه بود؟»
مرد جواب داد: «هوا.»
سقراط گفت: «اين رمز موفقيت است! اگر همانطور كه هوا را مي خواستي در جستجوي موفقيت هم باشي بدستش خواهي آورد. رمز ديگري وجود ندارد
  نوشته شده در  جمعه 1390/10/23ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 
همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، ‏ وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر... ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.‏بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند. فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله ‏بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد. با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :‏

همسرمان رفتارش را عوض كند،

يك ماشين شيكتر داشته باشيم،

بچه هايمان ازدواج كنند،

به مرخصي برويم ‏

و در نهايت بازنشسته شويم... حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد. ‏

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.‏

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، ‏

شاد و خوشبخت زندگي كنيم.

  نوشته شده در  جمعه 1390/10/23ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 

آدمها !

 

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند

آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند



آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های كوچك بی دردند



آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند



آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند



آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد

آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند



آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های كوچك مسئله ندارند



آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند

  نوشته شده در  جمعه 1390/10/23ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 
 
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد...
اما.........گاو دم نداشت!!!!

زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.
  نوشته شده در  جمعه 1390/10/23ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 

 زمانی، پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت . پدرش کیفی پر از میخ به او داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد، باید میخی را به دیوار فرو کند. روز اول پسر بچه 37 میخ وارد دیوار کرد. در طول هفته های بعد وقتی یاد گرفت بر رفتارش کنترل کند، تعداد میخ هایی که به دیوار می کوبید به تدریج کمتر شد. 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 
پیام انرژی زای امید بخش نوروزی
ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1389/01/08ساعت 5:53 قبل از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 
تنها به مادرم فنون دوست یابی را بکار نبردم اما او بیش از همه به من محبت ورزید .

دیل کارنگی

داستان بسیا جالب و آموزنده  صورتحساب مادرانه در این داستان گوشه ای از  چگونگی عشق ورزیدن

مادران نسبت فرزندانشان را بیان کرده .

برای خواندن این داستان به قسمت ادامه مطلب رجو ع نمایید.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 
 

قرن بیستم بود نزدیک تحویل سال نو . پسرک کنار خیابان داد می زد : بیایید از من بخرید بهترین کالا  "اما ارزان ترین آن   پیرمرد گفت :( پسر داد نزن تورم است مردم پولی برای خرید ندارند )پسرک گفت : (می دانم تورم است به همین دلیل ارزان ترین کالا را می فروشم .ارزان ترین کالای بازار قرن )

پیرمرد پرسید : مگر چه می فروشی ؟ پسرک جواب داد :( مشتی عشق  و جرعه ای محبت )

با الهام از این حکایت

هر روز برای ما نو و عید خواهد بود اگر ....

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 
 

سکوت کن ،چشمهایت را ببند ،تمرکز کن ،فکر کن که زمان مرگت رسیده (خدا نکنه)و تو فرشته مرگ را زیارت می کنی ،جانت را از نوک انگشتان پایت گرفته و به نقطه راه تنفس رسیده . آن گاه فرشته مرگ از تو بخواهد که آرزویی بکنی ،فقط یک آرزو بگو ببینم تو در آن لحظه چه آرزویی می کنی ؟

 

ناراحت نشو بلا ان شاءالله از شما به دور باشه نظر دادن پاک یادت نره

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد  | 
(بخند تا گریه نکنید)

با خنده تنها نیستم ،گر بخندم دشمنم یار است واز من دور ،خار

گر بخندم زشت نیستم دیگر و زیبا گلی هستم .

گر بخندم کار نیک است و اگر آن را بکارم نیک تر.

گر خدا بر من بخندد تا ابد خواهم خندید .

پس

(بخند و تو ببخش بر هر لبی یک خنده ای )

  نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد 
سخنان بزرگان برای ما(به یک بار خوندنش می ارزه)


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1388/12/10ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد 
اگر دوست داری درباره رمز و رازهای موفقیت بنیانگذار جمهوری اسلامی بیشتر بدانید به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/02ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط اسماعیل چهرآزاد 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM