مطالب مفیدو متنوع |
همسرمان رفتارش را عوض كند،
يك ماشين شيكتر داشته باشيم،
بچه هايمان ازدواج كنند،
به مرخصي برويم
و در نهايت بازنشسته شويم... حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.
بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل،
شاد و خوشبخت زندگي كنيم.
آدمها !
آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند
آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های كوچك بی دردند
آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند
آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند
آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد
آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند
آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های كوچك مسئله ندارند
آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند
زمانی، پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت . پدرش کیفی پر از میخ به او داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد، باید میخی را به دیوار فرو کند. روز اول پسر بچه 37 میخ وارد دیوار کرد. در طول هفته های بعد وقتی یاد گرفت بر رفتارش کنترل کند، تعداد میخ هایی که به دیوار می کوبید به تدریج کمتر شد.
دیل کارنگی
داستان بسیا جالب و آموزنده صورتحساب مادرانه در این داستان گوشه ای از چگونگی عشق ورزیدن
مادران نسبت فرزندانشان را بیان کرده .
برای خواندن این داستان به قسمت ادامه مطلب رجو ع نمایید.
قرن بیستم بود نزدیک تحویل سال نو . پسرک کنار خیابان داد می زد : بیایید از من بخرید بهترین کالا "اما ارزان ترین آن پیرمرد گفت :( پسر داد نزن تورم است مردم پولی برای خرید ندارند )پسرک گفت : (می دانم تورم است به همین دلیل ارزان ترین کالا را می فروشم .ارزان ترین کالای بازار قرن )
پیرمرد پرسید : مگر چه می فروشی ؟ پسرک جواب داد :( مشتی عشق و جرعه ای محبت )
با الهام از این حکایت
هر روز برای ما نو و عید خواهد بود اگر ....
سکوت کن ،چشمهایت را ببند ،تمرکز کن ،فکر کن که زمان مرگت رسیده (خدا نکنه)و تو فرشته مرگ را زیارت می کنی ،جانت را از نوک انگشتان پایت گرفته و به نقطه راه تنفس رسیده . آن گاه فرشته مرگ از تو بخواهد که آرزویی بکنی ،فقط یک آرزو بگو ببینم تو در آن لحظه چه آرزویی می کنی ؟
ناراحت نشو بلا ان شاءالله از شما به دور باشه نظر دادن پاک یادت نره
با خنده تنها نیستم ،گر بخندم دشمنم یار است واز من دور ،خار
گر بخندم زشت نیستم دیگر و زیبا گلی هستم .
گر بخندم کار نیک است و اگر آن را بکارم نیک تر.
گر خدا بر من بخندد تا ابد خواهم خندید .
پس
(بخند و تو ببخش بر هر لبی یک خنده ای )
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|